دوستان عزیز لطفا نظر خود را درباره ی این وبلاگ بنویسید .
گذشته را فراموش کن و هرگز سعی نکن خاک اره را دوباره اره کنی
دوستان عزیز لطفا نظر خود را درباره ی این وبلاگ بنویسید .
علوم ریاضی در حالت کلی پایه ی تمام علوم مهندسی است . ریاضی در تمام علوم است و به عنوان علم دقیقه مطرح می شود . هرچه علوم دیگر به ریاضی نزدیک باشند مستدل تر و قطعی تر از علومی هستند که از ریاضی دور می شوند .
( نوشته از : عارفه )
( نوشته از : سلمانی )
سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود ، هر کس دلی را شاد کند ، خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آبی زلال بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید .
کتاب : مجموعه گل ، چهل حدیث
( نوشته از : سلمانی )
کتاب : مجموعه ی گل ، چهل حدیث
( نوشته از: سلمانی )
از دنیا بپرهیز که حیلت گری فریبنده و نیرنگ باز است ، بخشنده ای باز پس گیرنده و پوشاننده ای عریان کننده است ، آسایشش دوام نمی آورد ، سختی هایش پایان نمی پذیرد و بلاهایش رو به کمی نخواهد گذاشت .
کتاب : مجموعه ی گل ، چهل حدیث
( نوشته از : سلمانی )
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
کسی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سواد
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پرستم که اندر او به غیر غم
یکی صدای آشنا به رهگذر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچه ها بسته است
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
( نوشته از : علیمحمدی )
بر محمد و آل او درود فرست و ما را از سختی ناگواری های روزگار حفظ کن و از شر دام های شیطان
و تلخی سیطره ی شیطان و پادشاه در امان دار .
( نوشته از : سلمانی )
خدایا !
به بخشش خویش ما را از بخشش و عطای بخشندگان بی نیاز فرما و با پیوند خویش ما را از هراس و وحشت آنان که از ما می برند کفایت فرما تا به عطا و بخشش تو ، به هیچکس رغبت پیدا نکنیم و با وجود فضل و احسان تو از احدی ترس و هراس نداشته باشیم ...
( نوشته از : سلمانی )
ساکت و تنها
چون کتابی در مسیر باد
می خورد هر دم ورق امّا
هیچ کس او را نمی خواند
عمر خود را می دهد بر باد
می رود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا بادا باد !
بادبان را نا خدا باد است
لیک او را هم خدا
هم ناخدا
باد است
( نوشته از : سلمانی )
هیچگاه اینچنین عددی را در بالای برگه ی امتحانی با رنگ قرمز خودکار خانم معلم ندیده بودم .
پس از سالها خود را شرمنده ی برگه ی ریاضی می بینم ، آه ! وحشتناک است ؛ چگونه در کلاس سرم را بالا بگیرم ؟
هراسی از کارنامه ندارم ! تقریباً می توان پنهانش کرد ؛ ترس من از هفته ی دیگر که در برنامه ی هفتگی آن را زنگ ریاضی نامیده ام بیمناکم که باید نمره ی خود را در برابر همه بلند اعلام کنم تا در دفتر نمره ثبت شود .
به چند روز قبل می اندیشم ؛ تقریباً یک پنج شنبه و جمعه تعطیل بودیم ، من هم برعکس همیشه تعطیل تعطیل !!!!!!!!!!
حتی لحظه ای به امتحان ریاضی نمی اندیشیدم ، همین نمره ی مرا پر رنگ تر می کرد . هر بار که به برگه ریاضی نگاه می کردم انگار کسی مدام روی نمره ی مرا با هر قلمی پر رنگ تر می کرد ؛ به طوری که کاغذ در حال پاره شدن باشد .
نمره ام برای خودم توجیح شده بود امّا چگونه به دیگران می گفتم ، واقعاً شرمنده بودم ، خدا از تقصیراتم بگذرد که تنها راه من برای فرار از زیر بار سنگین نگاه بچه ها و خانم خواهد بود .
حالا پس از یک نتیجه تلخ و به گذشته فکر کردن خود را در می یابم که چگونه حاضر به لحظه ای تامل نبودم!!!
به نظر شما واقعاً دلیل من چیست ؟؟؟
( نوشته از : شجاعی )
ااحمدی 9/75 الیاسی 8 امیرآبادی 10/75
باباجانلو 18/25 بادی 18 توحیدی 11/75
حقی 11/75 خزاعی 17/25 خلیلی 15/25
دخت خداقلی 13/5 زینب رحمانی 8/25 فاطمه رحمانی 9/5
رخشان 9/75 رضایی 16/75 سلمانی 17/75
شجاعی 18/5 شهبازی 16/25 ظهیریان 6/5
عسگری 14/75 علیمحمدی 19/5 عمر آبادی 5/5
فرخی 15/75 فشگی 15 قراگوزلو 8/75
قنبری 10/5 لطفی 16/5 محمدی 14/75
مطیعی 14/5 موسوی 17 نوروزی 17/25
ولی پور 6 یاری 15/75 حمید زاده 11/25
در آسمان آبی هر چه بالاتر می رویم به جایی می رسیم که دیگر ابری وجود ندارد . اگر آسمان دلت ابریست ، بدان آنقدر ها هم بالا نرفته ای ...
( نوشته از : عارفه )
وقتی کسی ما را آزار می دهد باید آن را روی شن های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یاد ببرد .
( نوشته از : سلمانی )
عارفه جان ، عزیزم مدتی است مرا مورد لطف خود قرار می دهید . بدین وسیله از شما تشکر میکنم و امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید .
(نوشته از : دبیر ریاضی )
می خوام نویسنده ای را معرفی کنم که حتما اسمش به گوشتون خورده . هوشنگ مرادی کرمانی .
نویسنده ی داستان قصه های مجید که مطمئناً همتون حداقل چند قسمتی از فیلمش رو دیدین . بیشتر داستان های مرادی کرمانی بر گرفته از زندگی شخصی و اتفاقاتیکه برای خودش پیش اومده البته بیشتر در سنین کودکی و نوجوانی.
نوشته های مرادی کرمانی پر از ماجرا و غم و شادیه که آدم رو پا به پای خودش تا آخر داستان می کشونه .
من شخصاً چند کتابی از ایشون خوندم مثل « شما که غریبه نیستید » ، « بچه های قالیبافخانه » ، « ماه شب چهارده » ، « مربای شیرین » ، « تنور » ، « لبخند انار » و « مهمان مامان » ...
دیگر نوشته های مرادی کرمانی :
نخل
مشت بر پوست
خمره
پلوخورش
نازبالش
( نوشته از : سلمانی )
در لحظه لحظه ی آفرینش من انتظار دیدار تو را نقش کردند و طنین نام تو بود که در خاموشی بود و نبودم پیچید .
( نوشته از : سلمانی )
1- دلی که درد می کشد و پنهان است .
2 - دلی که می خندد و آشکار است .
( نوشته از : محمدی )
دوست دارم در حرم دل جز تو راه ندهم و در حریم هیچ دلبر و دلدار غیر تو پای ننهم. دوست دارم اتاقک خاطرم از عطر دل انگیزت معطر و شبستان دل از چلچراغ محبت منور باشد .
( نوشته از : سلمانی )
( نوشته از : محمدی )
(نوشته از : محمدی )
( نوشته از : محمدی )
خانم گفت : نه عزیزم من بنده ای از بندگان خدایم . کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید .
( نوشته از : محمدی )
( نوشته از : محمدی )
( نوشته از : محمدی )
( نوشته : محمدی )
( نوشته از : محمدی )